السيد جعفر مرتضى العاملي ( مترجم : محمد سپهرى )

88

الصحيح من سيرة النبى الاعظم ( ص ) ( ترجمه وتلخيص ) ( سيرت جاودانه ) ( فارسي )

1 . رسوا كردن آنان در برابر مردم و شناساندن اهداف آنان با بيان اين مطلب كه دوست دارند ، خود را به ديگران بشناسانند . « 1 » 2 . تخريب برنامه قصّه‌گويى آنان از طريق نشر سخنان پيامبر ( ص ) دربارهء قصّه‌گويان . « 2 » 3 . آشكار كردن جهل و نادانى قصه‌گويان و بيان پيامدهاى نامطلوب آن در هلاكت قصّه‌گويان و مخاطبان . « 3 » 4 . بيرون راندن قصه‌گويان از مساجد . 5 . تازيانه زدن قصه‌گويان . روايات زير اين دو شيوهء اخير را توضيح مىدهد ؛ أ . ابو البخترى گفت : على بن ابى طالب ( ع ) وارد مسجد شد . مردى را ديد كه مردم را بيم مىداد . گفت چه خبر است ؟ گفتند : مردى است كه براى مردم ذكر مىگويد . فرمود : او كسى نيست كه براى مردم ذكر بگويد . او مىگويد : من فلانى پسر فلانى هستم . مرا بشناسيد . سپس از او پرسيد : آيا ناسخ را از منسوخ مىشناسى ؟ گفت : نه . فرمود : از مسجد ما بيرون شو و در آن براى مردم ذكر ( قصّه ) مگو . « 4 » مطابق اصطلاح كتاب‌هايى كه دربارهء قصه‌گويان سخن گفته‌اند ، قصه‌گو را مذكّر مىگويند . براى شناخت بيشتر به كتاب‌هاى تلبيس ابليس و القصّاص و المذكّرين مراجعه كنيد . ب . هنگامى كه على ( ع ) به بصره آمد ، قصه‌گويان را با اين استدلال از

--> ( 1 ) . همان ، 172 . ( 2 ) . همان . ( 3 ) . الدر المنثور ، 1 / 106 . ( 4 ) . كنز العمّال ، 1 / 171 ؛ الدر المنثور ، 1 / 106 ؛ الجامع لاحكام القرآن ، 2 / 62 .